دانش و فناوری


شرحی فراگیر و ساده بر فرضیه‌ی نسبیت؛ درخشنده‌ترین اندیشه‌ی علمی قرن بیست _ بخش اول
در ستایش مردی که زیاد می‌دانست

احسان سنایی: این‌ روزها دست‌نوشته‌های اینشتین طی تدوین نهایی فرضیه‌ی نسبیت عام، به نمایش عمومی درآمده تا در آستانه‌ی اعلام موفقیت جدیدترین و دقیق‌ترین آزمایش صورت‌پذیرفته برای اثبات آن، نگاهی به مفاهیم بنیادین جهان نسبی این دانشمند سرشناس داشته باشیم؛ غولی که در مواجهه‌ با سؤالات بی‌پایان مردم خیابان از فرضیه‌ی معروفش، همیشه می‌گفت: «من را ببخشید؛ همیشه با پروفسور اینشتین اشتباه گرفته می‌شوم»!



در اعماق ذهن وال‌ قاتل

ترجمه‌ی احسان سنایی: مغز وال‌ قاتل با ۶.۸ کیلوگرم وزن، از لحاظ ابعاد دومین رتبه را بین پستانداران آبزی داراست. مشخص نیست این هیولاها همانند انسان هیچ بهره‌ای از سلول‌های حافظه‌ای برده‌اند یا خیر؛ اما چندی پیش، پژوهش‌گران موفق به کشف ساختار‌پیچیده‌ و ویژه‌ی مغز اورکا، برای احساس و تحلیل محیط آبی پیرامون‌‌اش شده‌اند؛ حیوانی که گاه علی‌رغم این هوش سرشار، احساسات شدیدا متناقضی در برابر انسان بروز می‌دهد.



به آبراهه‌های خشک مریخ امیدی نیست

ترجمه‌ی احسان سنایی: «من ‌اکنون فهمیدم که با نبود باران در مریخ، احتمالاً این شیارها سازوکار اصلی پراکندگی آب (و حیات)، بر سطح خشک این سیاره را تشکیل می‌دهند». این کلمات را «جیووانی اسکیاپارلی»؛ ستاره‌شناس و تاریخ‌نگار ایتالیایی، در کتاب «حیات در مریخ» آورده که رسماً از آن به‌عنوان نخستین اشاره‌ی مستقیم به آبراهه‌های مریخی یاد می‌شود.



کودکان فلّوجه، دیگر نمی‌خندند

احسان سنایی: تاریخ شهر کهن فلوجه را شاید بتوان از یک نگاه، به پیش و پس از پاییز سیاه ۲۰۰۴ تقسیم کرد. شامگاه هفتم نوامبر این سال، تفنگداران نیروی دریایی ایالات متحده، در پاسخ به کشتار چهار مقام بلندپایه‌ی شرکت امنیتی «بلک‌واتر» به‌دست نیروهای شورشی، تا شش روز این شهر را بی‌وقفه آماج حملات سنگین خود قرار داد. اما شش سال بعد و این روزها، شاید خاطره‌ی تلخ رقص ابرهای شبح‌گون فسفر سفید است که بر اندام ریز نوزادان فلوجه مجسم می‌شود.



فقط ٧٦ میلی‌متر

احسان سنایی: سکوت زمین اینبار در ساعت ٣:٣٤ بامداد بیست و هفتم فوریه در آن سوی آند به‌سنگینی شکست ٨.٨، عدد تکان‌دهنده‌ای بود که در ابتدا دهان‌به‌دهان میان جهانیان ‌چرخید و از وسعت فاجعه‌ای دیگر خبر داد. نوبت یه ٧٢٣ رسید؛ عددی دلخراش اما امیدوارکننده‌تر از ٢٣٠‌هزار، آمار قربانیانی که ٣٤ روز پیش‌‌تر از آن، نگاه غم‌آلود زمینیان را به جنوب آتلانتیک خیره ساخت. اندکی پس از هشدار به ٥٣ کشور حاشیه‌ی اقیانوس، امواج نه‌چندان چشمگیر سونامی نیز سررسیدند. ٤ روز بعد اما عدد ناآشنایی شنیده ‌شد. زمین، ٧٦ میلیمتر کج‌تر شده بود.



داستان نخستین زبان

ترجمه‌ی احسان سنایی: اولین ماجراجویانی که به درون تونل هفت‌متری و شدیدا تنگی خزیده و راه غارهای مرموز «شووه» در جنوب فرانسه را گشودند، به‌هیچ‌وجه از شکوه آفریده‌های خیال‌انگیز ساکنان نخستین این غار، اطلاعی نداشتند. انبوه اسبان دونده در بالا، دو کرگدن خشمگین در میان و نقش ظریف گله‌ی گاوی در انتهای سمت چپ دیواری نه‌چندان بلند، از اعجاز دستان هنرمندان نخستین حکایت می‌کرد.



دیدار با سفیر سرزمین‌های سرد

احسان سنایی: بامداد سرد پانزدهم ژانویه‌ی ۲۰۰۶، کویر بزرگ دریاچه‌ی نمک ایالت یوتا، مهمان ویژه‌ای داشت. دانشمندان بومرنگی را پنج سال پیش رها کرده بودند و حال آماده‌ی گرفتنش بودند. سفر ۳ میلیارد کیلومتری کپسول ۴۶ کیلوگرمی استارداست رو به اتمام بود. اندکی بعد، نیروی هوایی ایالات متحده فرود موفقیت‌آمیز کپسول را اعلام کرد. جعبه‌ی سیاه منظومه‌ی شمسی، در دستان انسان بود.



آواتار واقعی اینجاست

ترجمه‌ی احسان سنایی: حیات مردمان پاندورا، در میان شبکه‌ی گسترده‌‌ای که همه‌ی اجزای زیست‌کره؛ از گیاهان شب‌تاب گرفته تا پرندگان پتروداکتیل‌مانند را شامل می‌شود، در جریان است. جهان سربه‌مهر آواتار را می‌توان آفریده‌ی ذهن سینماگران هالیوود پنداشت؛ اما نمونه‌ی ریز چنین اکوسیستمی را به تازگی خود در اعماق گل‌آلود رسوبات بستر دریا یافته‌ایم؛ جامعه‌ای وسیع از باکتری‌هایی که غذایشان مواد گوگردی بستر دریاست.



نبض زمین، زیر پوست ابرشهرها

ترجمه‌ی احسان سنایی: ابرشهرها و ساکنین پرشمارشان، پدیده‌هایی نوپا در قیاس با عمر ده‌ها میلیون‌ساله‌ی زمین‌اند و زمین‌لرزه‌ها پدیده‌هایی باستانی‌اند. ترکیب این دو اما به همان شکلی که در فاجعه‌ی اخیر شهر «پورتو‌ پرانس» دیده شد، مصیبتی مرگ‌بار و بس جبران‌ناپذیر را رقم می‌زند؛ فاجعه‌ای که بنابه‌‌گفته‌ی دانشمندان، یقیناً در آینده‌ای نه‌چندان‌دور و در شهرهایی نه‌چندان‌ ناآشنا، آرامش اذهان جهانیان را آشفته خواهد ساخت.



پنجره‌ای رو به زمین

ترجمه‌ی احسان سنایی: فرآیند ۱۶‌ساله‌ی تکمیل و آماده‌سازی تنها اقامتگاه بشر در ماورای جو، این روزها آخرین گام‌هایش را تجربه می‌کند. ایستگاه فوق‌پیشرفته‌ای که شرایط مطلوب زندگی چند انسان را فراهم آورده است. اما این خانه‌ی موقت اگر در کنار چندین اتاقک علمی پیشرفته‌، مجهز به دست‌کم یک اتاق معمولی با خدمات رفاهی مطلوب و پنجره‌ای رو به جهان بی‌پایان بیرون نباشد، ساکنان آن بی‌تردید از سفر، خاطرات خوشی را به خانه نخواهند آورد.



تمام بیماری‌های پادشاه

ترجمه‌ی احسان سنایی: توت‌انخ‌آمون در زمره‌ی فراعنه‌ی سلسله‌ی پادشاهی جدید مصر باستان بوده؛ دوره‌ای که به حدود ٣٣٠٠ سال پیش بازمی‌گردد. او در نُه ‌سالگی بر تخت سلطنت تکیه زد، اما دوران حکومتش از ده سال تجاوز نکرد و در نوزده سالگی (١٣٢٤ پیش از میلاد) درگذشت. با وجود این بازه‌ی حکم‌رانی نسبتاً کوتاه، شاه توت را شاید بتوان شناخته‌شده‌ترین فرعون مصر دانست



یک چشم و یک دنیا سوال

قدمت کشف نوسانات دمایی شدیداً اندک پهنه‌ی این نور، اندکی بیش‌تر از یک دهه است؛ اما به گفته‌ی پروفسور استفان هاوکینگ، این پیش‌رفت اگر بزرگ‌ترین کشف تاریخ علم نباشد، بی‌تردید بزرگ‌ترین کشف علمی سده‌ی اخیر است. چندی پیش، نتایج هفت‌سال نقشه‌برداری این نور توسط تیم «دبلیو.ام.ای.پی» انتشار داده شد. در ادامه، نگاهی داریم به حقایق افسانه‌گونی که این ابزار ریزنقش از ژرفای گیتی برای‌مان می‌گوید.



زمان چیست؟

ترجمه‌ی احسان سنایی: پرسش عجیبی به نظر می‌رسد؛ اما به راستی سرعت سیر زمان چقدر است؟ آشکارا این‌گونه پاسخ می‌دهیم که سرعت زمان دقیقاً برابر با ۶۰ ثانیه در هر دقیقه است. اما پژوهشی اخیر پیرامون نحوه‌ی دریافت حسی ما انسان‌ها از این متغیر آشنا نشان می‌دهد که زمان، مفهومی شدیداً پیچیده‌تر از تصورات ذهنی پیشین ماست.



ما و هیولاهای تنهای آب

ترجمه‌ی احسان سنایی: نهنگ‌ها؛ این پادشاهان عظیم و کمیاب ژرفای تاریک آب‌های دور، همواره در تیررس صیادان فرصت‌طلب بوده‌ و هستند. مدت‌هاست که دست‌نوشته‌های پراکنده‌ی ملوانان کهنی که وفور چندصدبرابری جمعیت این آبزیان غول‌پیکر در گذشته را روایت می‌کنند، به حساب اغراق نویسنده گذاشته می‌شوند؛ اما تا چه حد احتمال صحت این گفته‌ها موجود است؟ آیا ما مرتکب چنین نسل‌کشی تأمل‌برانگیزی شده‌ایم؟



رنگ‌های سیاره‌ای دور

ترجمه‌ی احسان سنایی: این روزها به آن جهان یخ‌بسته‌ و وهم‌آلودی که در آسمانش حتی نور خورشید هم از کورسوی محوی تجاوز نمی‌کند، دیگر سیاره نمی‌گوییم. چندی پیش اتحادیه‌ی بین‌المللی ستاره‌شناسی، به سبب وفور جهان‌های مشابهی در اعماق منظومه‌ی خورشیدی، پیشوند سیاره‌ را از «پلوتو» سلب نموده و عنوان جدیدی موسوم به «سیاره‌ی کوتوله» را به آن نسبت داد؛ جهانی که هر فصلش ده‌ها سال ماست!



زمین، در تنگنای هلیوم

ترجمه‌ی احسان سنایی: دو درجه بالاتر از پایین‌ترین دمای ممکن طبیعت و در محیطی که گویی سیر زمان نیز انجماد یافته؛ استمرار جریان بی‌آرام خونی حیات‌‌بخش در رگ‌های پولادین شتاب‌دهنده‌های عظیم است که ستون‌های دانش‌مان از ذرات بنیادین را برپانگه داشته است. این خون بی‌رنگ، همان هلیوم مایع است. ذخیره‌ی جهانی این گاز کمیاب تدریجاً رو به اتمام نهاده؛ و فیزیک‌دانان باید گام‌های بلندی را جهت حفظ این عنصر بردارند.



جهان آشفته‌تر می‌شود

احسان سنایی: شدت تمایل به آشفتگی یک محیط را «آنتروپی» آن می‌نامند؛ مفهومی پرکاردبرد که شالوده‌ی دومین قانون ترمودینامیک را تشکیل داده و قدمت حضورش در جهان فیزیک، به قریب به دو قرن می‌رسد.
غنی‌ترین منابع آنتروپی کیهان، سیاهچاله‌ها هستند؛ چراکه انبوهی از اجسام محکوم به مرگی که در راه سقوط به اعماق دهان همیشه‌باز یک سیاهچاله‌اند، ده‌ها هزار راه پیش روی خود دارند تا آرایش میکروسکوپی اجزای ساختاری‌شان را سامان‌دهی کرده تا شاید از نابودی رها شوند.



زمین، گرم‌ترین دهه را گذراند

ترجمه‌ی احسان سنایی: بر اساس جدیدترین آمار اقلیمی بلندمدت سازمان هوا- فضای ایالات متحده (ناسا)، سال گذشته را می‌توان دومین سال گرم زمین پس از سال ۲۰۰۵ نامید. داده‌های نهایی این بررسی که توسط پژوهش‌گران «انیستیتو مطالعات فضایی گادرد» (GISS) نیویورک انجام پذیرفته بود، همچنین ۲۰۰۹ را گرم‌ترین سال نیمه‌ی جنوبی زمین از ۱۸۸۰ به این‌سو دانست.



گزارشی کوتاه از پیدایش ذهنیت هراس از سال ۲۰۱۲ و رد علمی فرضیات مدعیان
ترس از پایان

ترجمه‌ی احسان سنایی: زمین، زمستان ۲۰۱۲ را چگونه خواهد گذراند؟ شایعات دهشتناک و گویه‌های نامعتبر از چندین دهه پیش این سال را پایان جهان خوانده‌اند. هر کس که چرخ مختصری در اینترنت و شبکه‌های گوناگون رادیو - تلویزیونی زده باشد، از آبشخور چنین شایعاتی کم و بیش مطلع است. این مقاله‌ نگاهی دارد به شایعات مطرح‌گشته پیرامون سال ۲۰۱۲ و رستاخیز هراس‌آوری که یقینا رخ نخواهد داد.



گزارشی از انتشار آنلاین نخستین دست‌خط گویای معروف‌ترین داستان نیوتن
روزی سیبی افتاد...

ترجمه‌ی احسان سنایی: معروف‌ترین حکایت تاریخ علم، حکایت «ایزاک نیوتن» است که در باغ مادری‌اش نشسته و به‌ناگاه، سیبی از درخت کناری به سرش می‌خورد. او در چشم‌برهم‌زدنی به راز نیروی جاذبه پی برده و تئوری معروفش را عرضه می‌دارد. بی‌تردید این قصه‌ی کوتاه تحریف گشته، اما از امروز هر کسی بوسیله‌ی اینترنت خواهد توانست از نخستین دست‌نوشته‌‌ای که به داستان معروف سیب و نیوتن اشاره دارد دیدن نماید.