ارتباط ناشناخته. ارتباط بدون سانسور. ارتباط برقرار نمی‌شود. سایت اصلی احتمالاً زیر سانسور است. ارتباط با سایت (های) موازی برقرار شد. ارتباط برقرار نمی‌شود. ارتباط اینترنت خود را امتحان کنید. احتمال دارد اینترنت به طور سراسری قطع شده باشد. ادامه مطلب

«مسلمان نیستم، بابی‌ام»:  جذابیت باب برای هوادارانش چه بود؟

بابک بهرامی – نویسندگان مقالات کتاب «باب و جامعه بابی ایران»، تاش کرده‌اند با بررسی آرمان‌های آیین بابی پاسخی برای این پرسش بیابند.

کتاب «باب و جامعه بابی ایران» که به تازگی نشر باران در سوئد آن را منتشر کرده، آن طور که خود کتاب تاکید می‌کند، تاریخ مدونی از آیین بابی نیست، بلکه در مقالات این کتاب تلاش شده تا حدودی شکل گرفتن این دین و همچنین «آرمان‌های انقلابی» آن مطرح و بررسی شود.

بزرگ‌ کنید
«باب و جامعه بابی ایران»، فریدون وهمن، نشر باران

همانطور که در عنوان فرعی کتاب نیز آورده شده: «یادنامه دویستمین سالگرد میلاد باب (۱۸۱۹-۲۰۱۹)»، این کتاب تلاش می‌کند به بهانه این مناسبت تاریخی، در حفظ «حافظه تاریخی» ایرانیان بکوشد و به آموزه‌های علی‌ محمد شیرازی ملقب به باب به عنوان میراث‌ فرهنگی ایران بپردازد؛ آن هم در شرایطی که بهائیان در ایران مورد آزار و اذیت حکومت کنونی این کشور قرار دارند و سخن گفتن آزادانه از او در وطنش ممکن نیست.

کتاب «باب و جامعه بابی ایران» شامل ۱۰ مقاله نوشته نویسندگان مختلف است که فریدون وهمن، پژوهشگر و استاد پیشین زبان و ادیان کهن ایران در دانشگاه کپنهاگ، کار گردآوری آنها را بر عهده داشته است.

وهمن در پیشگفتار این کتاب، قیام باب را «یکی از مهم‌ترین رخدادها در تاریخ معاصر ایران و در تاریخ نواندیشی دینی در جهان اسلام» دانسته است.

این پژوهشگر معتقد است که گرچه باب متأثر از افکار نحله‌های دینی شیعی و یا شیخیه بود، اما دیانت او «مستقل» و «جدا» از اسلام است و حتی می‌توان تاثیر باورهای دینی ایران پیش از اسلام را نیز در آثار او مشاهده کرد.

فریدون وهمن که پیشتر کتاب «صد و شصت سال مبارزه با آیین بهائیت» را منتشر کرده، درباره پژوهش در زمینه آثار باب و بهائیت می‌نویسد: «چهل سال پس از استیلای جمهوری اسلامی بر ایران، امروزه وضع به طور محسوسی دگرگون گشته و دیدگاه مردم ایران، و خاصه اندیشمندان ایرانی نسبت به آیین بهائی دستخوش تحولی دلگرم‌کننده شده است. اگرچه باید پذیرفت که برای این تحول، جامعه بهائی بهای گرانی پرداخت.»

او همچنین به نقش بهائیان در «ایران آینده» می‌پردازد و با توجه به نقش‌های پیشین این اقلیت در تاریخ ایران، بر تاثیر «پویایی نیروی اجتماعی» آنان در تحولات کشور به سوی پیشرفت تاکید می‌کند.

علاوه بر پیشگفتار کتاب، اولین مقاله با عنوان «باب، خورشیدی در شبی بی‌سحر» نیز نوشته فریدون وهمن است. او در این مقاله به سرگذشت باب می‌پردازد و داستان زندگی او را از چگونگی اعدامش در سال ۱۸۵۰ روایت می‌کند؛ اعدامی که «ظاهرا نخستین اجرای اعدام با تیرباران در ایران بود.»

نویسنده مقاله، پس از بازگو کردن چگونگی تولد، ترک تحصیل، تجارت، سفرهای باب، ازدواج و «اظهار امر» باب، در قسمتی از مقاله، آنجایی که شرح زندان باب در ماکو بیان می‌شود، به سخنی از عباس امانت ارجاع می‌دهد که «اعلام بی‌پرده و روشن مقام مهدویت و قائمیت، صریح‌ترین ادعایی بود که تا آن زمان از قلم باب صادر می‌شد... اما برخلاف برداشت سنتی شیعی درباره مهدویت، این ادعا قصد تثبیت اسلام و تجدید دور محمدی را نداشت. برعکس، ‘خلقتی جدید’ در روز رستاخیز بود که برچیده شدن نظم دینی کهنه را هم‌زمان با جایگزینی آن با نظمی نوین به همراه می‌آورد.»

وهمن نیز تاکید می‌کند که هدف باب «اصلاح مبانی اعتقادی دینی و پایان سلطه ضرربار ملایان بر جامعه بود.» این نویسنده در پایان مقاله خود، درباره سرکوب‌های پس از اعدام باب می‌نویسد: «سرکوب جامعه بابی و سپس قتل امیرکبیر، قدرت ملایان را افزونی بخشید. از آن پس می‌توان نقش مؤثر رهبران جامعه شیعی را در سیاست ایران،  چه همکاری نزدیک با حکومت و چه در مخالفت با حکومت دید. نقشی که سرانجام به تشکیل جمهوری اسلامی و حکومت ولایت فقیه منجر شد.»

«جهان‌بینی باب: بازسازی دین و جامعه» نوشته نادر سعیدی، دومین مقاله این کتاب است. این مقاله به بازسازی «مفاهیم مربوط به ماهیت دین، هویت انسان و نظام اجتماعی» در آثار باب می‌پردازد: «این بازسازی معنوی را می‌توان در آثار او را می‌توان به عنوان حلقه گذری میان فرهنگ سنتی خشونت‌آمیز انتظار، و رویکردی صلح‌آمیز به تجدد در جهان‌بینی بهاءالله به شمار آورد.»

سومین مقاله این کتاب با عنوان «ساختار جامعه بابی: ملایان، بازرگانان، پیشه‌وران و دیگران» نوشته عباس امانت و ترجمه فریدون وهمن، به تحولات اقتصادی در دوران باب و بابیان پیشه‌ور می‌پردازد.

در این مقاله آمده که راه تجارتی که از مرکز و غرب ایران می‌‌گذشت، نمودار خوبی برای گسترش آیین بابی در میان بازرگانان ساکن آن مناطق و مشتریان و همکاران آنان به دست می‌دهد. به گونه‌ای که شمار پیشه‌وران، کارگران و صاحبان صنعت که به آیین باب پیوستند، در سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۰، به «تعداد قابل توجهی» رسید.

در پایان این مقاله تاکید شده که «اختلافات فرقه‌ای، بحران‌های اقتصادی و سرکوب‌های آشکار» شرایطی را به وجود آورد که «پیام نهصت بابی برای افراد و گروه‌هایی که در حاشیه جامعه شاهد آشفتگی و تدنی روزافزون اوضاع بودند، جذابیت خاصی داشت.»

«تفسیر به منزله وحی: تفاسیر قرآنی باب» نوشته تاد لاوسن با ترجمه عارف وصلی، چهارمین مقاله کتاب است. در این مقاله دو تفسیر قرآنی از آثار اولیه باب مورد مطالعه قرار گرفته است. نویسنده در این مقاله، پیوندهای این دو تفسیر را با اعتقادات شیعه و آراء احمد احسائی و کاظم رشتی، رهبران مکتب شیخیه، بررسی می‌کند.

مقاله پنجم، «باب و مهدی موعود: مهار خشونت هزاره‌گرایان» نوشته موژان مؤمن با ترجمه حوریوش رحمانی است. این مقاله به اعتقادات آخرزمانی در دوران باب و ادعای قائمیت باب می‌پردازد.

نویسنده همچنین به این موضوع می‌پردازد که چرا با وجود تاکید باب بر مهار خشونت، خشونت‌هایی در سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۰ میان پیروانش و دولت روی داد. در بخشی از این مقاله آمده است: «منزوی نمودن باب احتمالا عامل مهمی در تسریع خشونت بود... دور افتادگی محل زندان، توانایی باب را برای سرپرستی و اداره پیروانش به شدت کاهش داد و بر احتمال خشونت افزود. به همین کیفیت، تبعید بهاءالله، از رهبران میانه‌رو بابی از ایران، بعد از تیرباران باب در سال ۱۸۵۰، دست رهبران تندرو بابی را در اجرای نیاتشان باز گذاشت و نهایتا منتهی به سوءقصد به جان شاه در سال ۱۸۵۰ گردید.»

«رویارویی دولت قاجار با بابیان» دیگر مقاله این کتاب در ادامه مقاله قبلی است. سیام ذبیحی مقدم نیز در این مقاله به «چهار نبرد میان دولت قاجار و بابیان» می‌پردازد که در سال‌های ۱۸۴۸ تا ۱۸۵۰ روی داد و چندین هزار از پیروان باب و سربازان دولتی کشته شدند.

مقاله بعدی، باز هم نوشته عباس امانت است که حوریوش رحمانی آن را ترجمه کرده است: «طاهره قره‌العین: براندازنده حجاب».

امانت در بخشی از این مقاله می‌نویسد تنها راه‌حلی که فاطمه برغانی ملقب به قره‌العین - که بعدا از سوی باب «طاهره» خوانده شد – برای زنان و مردان به طور یکسان مؤثر می‌دانست، بریدن از گذشته و به عنوان اولین قدم، نقص عمدی معیارهای شرعی بود.

«از آیین بابی به دیانت بهائی» نوشته آرمین اشراقی، هشتمین مقاله این کتاب است. به عقیده نویسنده این مقاله، «باب موانع اصلی پیشرفت را تشخصی داده و آنها را مورد هدف قرار داد، اما این بهاءالله بود که به روش سازنده‌ای آینده جامعه را در نظر گرفت.»

در این کتاب، مقاله دیگری نیز درباره قره‌العین به چاپ رسیده است: «دست پروردگار بسته نیست: یادداشت‌هایی بر دو مضمون اصلی در آثار منثور طاهره قره‌العین» نوشته امید قائم‌مقامی.

و در نهایت کتاب با مقاله‌ای از شعله کویین با ترجمه فریدون وهمن به پایان می‌رسد: «یک سال در میان ایرانیان: بابیان و بهائیان در کتاب ادوارد ج. براون».

ادوارد براون که پیش از سفر یکساله خود به ایران در سال ۱۸۸۷ با آیین نوظهور بابی – بهائی آشنا بود، وقتی به ایران رسید با پیروان این آیین به گفت‌وگو پرداخت. هدف او دستیابی به اطلاعات دست‌اول از این آیین بود.

نویسنده این مقاله معتقد است که سفرنامه ادوارد براون شاید تنها اثری باشد که ما را با ساختار و کیفیت جوامع نوپای بهائی در سال‌های پایانی قرن نوزدهم آشنا می‌کند. این مقاله مشخص می‌کند که برداشت بهائیان از پیام بهاءالله در شهرهای گوناگونی که براون به آنجا سفر کرد، یکسان نبود. مثلا بابیان و بهائیان شیراز نسبت به بابیان و بهائیان یزد، کتاب‌های بیشتری از دین خود در اختیار داشتند.

در بخشی از این مقاله که به سفر ادوارد براون به اصفهان اختصاص دارد، به آشنایی براون با چند فروشنده اشاره شده که چیزهایی مثل فرش و ظروف برنجی می‌فروختند. فروشنده‌ها اجناس خود را به براون عرضه می‌کردند، اما او علاقه‌ای به آنها نشان نمی‌داد و برای آنکه ا دستشان راحت شود قیمتی بسیار کمتر از آنچه می‌خواستند پیشنهاد می‌کرد. یکی از فروشندگان به ادوارد براون نزدیک شد و با صدای آهسته به او گفت: «آقا شما خیال می‌کنی که ما قصد فریب تو را داریم؟ من مسلمان نیستم که بخواهم سرت کلاه بگذارم، من بابی‌ام.»

از همین نویسنده:

نظر بدهید

در پرکردن فرم خطایی صورت گرفته

نظرها

  • زندیق

    "کنت تعالیم الدین ملیئه بالقذاره” خواهر مرادی شما از اولش هم نه پاسخی به هیچ پرسشی داشتید و نه برای شما هیچگاه بحثی در کار است. وظیفه شما تکرار همان نقش ارشاد و گشت های بسیج خیابانی در ایران, منتها در فضای مجازی است. به همین دلیل نیز هر گاه مطلبی در مورد آزادی زنان و کلامی در بارهء لغو حجاب اجباری در این سایت چاپ میشود, خواهران و برادران سایبر بسیج مانند جن به ناگهان پیدایشان میشود و شروع میکنند به امر و نهی کردن به زنان آزاده و مردم که زن باید توسری خور باشد و نصف آدم است و جفنگیاتی که به شما در سایبر بسیج آموخته اند. در خاتمه برای اینکه عربی شما قوی شود یکبار دگر نام آن کتاب برایتان نوشته میشود. "کنت تعالیم الدین ملیئه بالقذاره”

  • مرادی

    جناب زندیق جواب همان کامنت 26 می باشد...از ادامه بحث معذورم...متشکرم

  • زندیق

    خواهر مرادی مطمئن باشید که این حقیر قرآن و زبان عربی را سی, چهل سال قبل از ایجاد سایبر بسیج قرائت کرده و آموخته است. اشکال از عربی من نیست, اشکال از گستاخی خواهران و برادران سایبر بسیج در انکار دستاوردهای تجدد و مدنیته, و قبول نکردن علوم اجتماعی, منطق و علم تاریخ است. شما هم اگر منظورتان واقعا ادامهء سفسطه بازی و طفره رفتن نبود به همین مطالبی که از استاد ایجادی در همین بلاگ, اینجا چاپ شده است رجوع میکردید. اما همانگونه که برای همگان واضح و مبرهن است, این مبادلات مجازی برای خواهران و برادران سایبر بسیج منبع ارتزاق است, و وبا این ویروس کرونا و افت کسب و کار شما نیز هی باید مطلب را بیشتر کش بدهید, بیشتر سفسطه کنید و بیشتر طفره بروید, تا "کارنامه" عملیات سایبر بسیجی تان "درخشانتر" شده و بابت جهاد مجازی تان اجر و مزد بیشتری بگیرید. امید است که حمل بر گستاخی نشود اما, فکر نکنم که تسلط شما به عربی حتا به نیمی از احاطهء این حقیر بدان زبان برسد. اگر مایلید خلاف اینرا اثبات کنید, لطفآ عنوان کتاب ذکر شده در کامنت ۳۱ را برای ما ترجمه کنید.

  • مرادی

    جناب زندیق کامنت 26 نوشته توسط بنده درباره برداشت شخص مورد نظر شما از آیه 59 سوره النساء آیه اولی الامر در مقاله ای از ایشان در سایت ایران گلوبال می باشد... در همین تک موضوع بین ما قضاوت بفرمایید تا به بقیه موضوعات برسیم... شما اگر عربی نمیدانید نباید در مورد قرآن قضاوت کنید ...و به بحث بیهوده ادامه ندهید...به هر نظری از دیگران هم در این مورد متکی نباشید...

  • زندیق

    خواهر مرادی به شما محترمانه تذکر داده شد که از کلی گویی پرهیز کنید. عربی بلغور کردن هم بخشی از این کلی گویی و طفره رفتن از جواب درست دادن است. شما باید قبل از هر چیز مقالات جناب ایجادی را در مورد دین ساختگی اسلام, کتاب دروغین قرآن و فرقهء ضالهء شیعه با دقت قرائت نموده و پس از مطالعه, فهم و درک آن گفتمان های تاریخی, روان شناختانه, علمی و منطقی, چنانکه مطلبی نادرست یافتید ما را نیز مطلع کنید. بر همگان واضح و مبرهن است که امورات اهل سایبر بسیج از این عربی بلغور کردن در فضای مجازی میگذرد, خصوصا در این دوران کسادی بازار, و از بین رفتن منبع درآمد برای همه, شغل نه چندان آبرومندانهء و بسیار ناشایستانهء سایبر بسیجی کماکان منبع درآمدی است. یکی از دوستان میگفت که اخیرا در لبنان کتابی چاپ شده بود با عنوان"كنت تعاليم الدين مليئة بالقذارة" و خواندش را برای تمامی خواهران و برادران سایبر بسیج توصیه کرده بود.

  • مرادی

    جناب زندیق کامنت 26 را بخوانید...

  • زندیق

    خواهر مرادی کلی گویی موقوف. دقیقا کدام قسمت از تحلیل های استاد ایجادی را نادرست میدانید؟ مشخصا مطرح کنید تا قسمت مربوطه مباحثه شود. در غیر این صورت بدین معنا خواهد بود که شما نیز با تمامی حدت و شدت دفاع از مذهب ساختگی اسلام و کتاب دروغین قرآن و فرقهء ضالهء شیعه هیچ دفاعی در مقابل استدلالات علمی, منطقی و مستند ایشان ندارید. که نمیتوانید هم داشته باشید, چون تکیهء ایشان بر علوم اجتماعی و منطق است, اما تکیه شما بر ادای آخوندها را درآوردن, برای ملت عربی بلغور کردن, و خالی بازی و خالی بندی بی پایان. البته حداقل منفعت این همه عربی بلغور کردن و خالی بازی برای شما این است که در این دوران کساد بازار و بیکاری, یک مستمری ثابت از سایبر بسیج برایتان ادامه دارد, به دستتان میرسد و باز درآمدی در کار است.

  • مرادی

    جناب زندیق مسئله فهم درست و جدید قرآن توسط امثال آقای ایجادی است .... والا بنده و شما هم اوصاف تشیع را خوانده ایم و میدانیم....

  • زندیق

    خواهر مرادی شما قبل از تکرار مکررات ملال انگیز اسلامی, اگر ذره ای صداقت و درستی در روش خود داشتید, به پرسش های ساده ای که مطرح شده بود, پاسخ میدادید. اما از آنجایی که درستی و صداقت و حقیقت هیچ جایی نه در اسلام و نه در بین پیروانش (منجمله شما و دیگر ماموران سایبر بسیجی رژیم) ندارد, پاسخی برای گفتن ندارید و فقط بلدید که هی برای ما عربی بلغور کنید, و مثلا سخنان بزرگ و قلمبه را پشت سر هم ردیف کنید و دقیقا مانند روحانیونی که ادعای "مخالفت" با آنها دارید, به زبانی که برای خوانندگان نامفهوم است حرف میزنید که هیچکس نیز از آن سر درنیاورد. مسخره بازی هم حدی دارد. البته در مسخره بازی های مسلمین جهان هیچ حدی نیست. شما آنچنان در آغوش گرم و راحت این رژیم جهنمی جا گرفته اید که به مضحکانه ترین نحوی ادعا دارید علیه اسلام بودن به معنای "انداختن مردم به دامن سرمایه داری است" در حالیکه خود این رژیم سرمایه داری اسلامی دلیل اصلی رمیدن ملت از اسلام و مذهب است. نوشته های شما هیچ ربطی به مردم ایران ندارد, و فقط تلاشی مذبوحانه و دلقک وار در مشروعیت بخشیدن به جزمیات و تحریفات ضد بشری است که پایهء فکری جمهوری طاعونی اسلامی است. همهء این تقلا های مسخره را هم مثلا به نام "مخالفت" با روحانیون انجام میدهید. در حالیک تک تک گفتار و رفتار شما در اینجا نشانی عمیق از تعلیم و تربیت توسط روحانیون دارد. عربی بلغور کردن, فقط یک مثال بود. تاکتیکهای سایبر بسیجی شما واقعا نخ نما و هر روز مسخره تر و مبتذل تر میشود. شما اگر به جای تکرار جزمیات و پیش فرضهای نادرست و تحریفات اسلامی, برای یک دقیقه فکری باز داشته باشید, و نظریات دیگر را بدون پیشداوری مورد بررسی قرار دهید, میبینید که اسلام دینی جعلی و تمامی کلیات قرآن ساختگی و نا صحیح است. برای آشنایی با نظریات آقای ایجادی در مورد فرقهء ضالهء شیعه میتوانید به مقالات زیر رجوع کنید: ۱)مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان - بخش یکم زمانی که هويت زندگی فرد گم می شود و فرد استقلال رای خود را از دست داده و از هستی اختيارمند محروم می گردد، فرد از خود بيگانه گشته است. از خود بيگانگی حالت کسی است که از هستی جوهری خود، از علت وجودی خود برای زيستن، دور شده است. از خود بیگانگی در زبان فرانسه برابر واژه "آلیناسیون" و از ریشه لاتینی "آلینوس" بمعنای دیگری و بیگانه است. زمانی که فرد تسخیر شده و تسلط و چیرگی بر توان خود را از دست داده است، زمانی که فرد قدرت خود را در مقابل فرد و گروه و جامعه از دست می دهد، دستخوش بیگانگی می گردد. زمانی که هویت زندگی فرد گم می شود و فرد استقلال رای خود را از دست داده و از هستی اختیارمند محروم می گردد، فرد از خود بیگانه گشته است. از خود بیگانگی حالت کسی است که از هستی جوهری خود، از علت وجودی خود برای زیستن، دور شده است. البته"الیناسیون" یا از خودبیگانگی درزمینه های گوناگون بکار گرفته شده و به این لحاظ از محتوا و معنای گاه متفاوتی برخوردار گشته است. فلسفه، روانکاوی، جامعه شناسی، ادبیات، این مفهوم را با مضمون انتقادی قابل انتقاد بررسی نموده و آنرا در نقد پدیده های مورد مطالعه خود، قرارداده اند. در سالهای شصت و هفتاد میلادی در غرب بحث های گسترده و متنوعی در باره سرمایه داری و جامعه غربی مطرح گشت؛ در این بحث ها نقد اقتصاد لیبرالی، نقد کالا، نقد بازار، نقد تبلیغات و شیوه های بازاریابی، نقد کار در جامعه صنعتی و نقد جامعه مصرفی بعنوان عوامل تخریب کننده هویت انسانی و فرسودگی ظرفیت خردگرائی، جایگاه برجسته داشت. افزون بر آن نقد دین و ایدئولوژی نیز بمثابه عامل از خودبیگانگی و نفی آزادی وجدان انسانی مورد توجه قرارگرفت. در عرصه فلسفی هگل در اثرش "پدیدارشناسی روح" در باره "روح ازخودبیگانه یا غریبه نسبت به خود" صحبت می کند، روحی که در ارتباط با روند فرهنگ قادر است خود را ارتقا دهد و به سوژه آزاد تبدیل گردد. روح ازخودبیگانه آنچه که طبیعی خود و ویژگی اش است را نفی می کند. از نظر هگل از خودبیگانگی زمانی روی میدهد که بودن دستخوش "ناهویتی" می گردد. فوئرباخ ازخودبیگانگی را در رابطه با مذهب قرار می دهد. او در "ماهیت مسیحیت" می گوید انسان کیفیت انسانی خود را در خدا می بیند. صفات عالی مانند عشق و خرد و اراده که نزد انسان مشخص و ملموس است به ایده خدائی انتقال داده میشود و جنبه نامشخص می گیرد و به اینگونه است که انسان خدا را می آفریند و انسان در ایده خدائی از خود بیگانه می شود؛ آنچه که اینجائی است آنجائی می گردد و انسان از وجدان جوهری و واقعی محروم گشته و خرد و اراده را به خدا تحویل می دهد. کارل مارکس در دستنوشته های ۱۸۴۴ در نقد شیوه تولید سرمایه داری برآنست که فرد کارگری که نیروی کار خود را می فروشد به هدف نهائی که علت وجودی آنست تسلط نداشته، انگیزه ای برای کار ندارد و کارگر فقط به اجبار است که نیروی کار خود را می فروشد. در این تولید، کار انسانی به کار ماشینی تبدیل شده و نظام تولیدی انسان را به یک مهره قابل تعویض ماشین اقتصادی تبدیل می نماید. باین ترتیب در شرایط از خودبیگانگی فعالیت انسانی از هدف بلافاصله خود محروم شده و در بستر تولیدی این فعالیت صورت می گیرد که قوانین و اهداف آن برای کارگر گنگ و ناروشن است و بقول مارکس "انسان نسبت به محصول کارش بیگانه است" و "انسان نسبت به انسان بیگانه است". در جامعه شناسی "گی دوبورد" از اولین جامعه شناسانی است که در اثر خود "جامعه نمایش" منتشر شده در ۱۹۶۷ از اقتصاد مصرفی و از خودبیگانگی انسان صحبت می کند و معتقد است بدنه اجتماعی زیر تحت انقیاد مدل حاکم است، زمان آزاد و همبستگی اجتماعی توهمی بیش نیست و "پیوند اجتماعی" میان انسانها دستخوش از خود بیگانگی است. "ژاک الول" در آثار خود "توهم سیاسی" (۱۹۶۵)، "تسخیرشدگان جدید" (۱۹۷۳) از سلطه تکنولوژیهای جدید بر رفتار و ذهن انسانی حرف زده و برآنست که تکنیک بیطرف وجود ندارد و می نویسد: "این تکنیک نیست که ما را به انقیاد کشانده است بلکه تقدسی که به تکنیک انتقال یافته ما را به این روزگار دچار ساخته است.". از نظر او انسان توسط تکنیک از خود بیگانه گشته است، زیرا انسان به تکنیک وابستگی شدید پیدا کرده، در اعتقاد ایدئولوژیک به تکنیک دستخوش کوری و راحت طلبی فکری شده و این امر بناگزیر توتالیتاریسم را می پروراند. میلان کوندرا در کتاب خود "جاودانگی" می گوید ازخودبیگانگی به این معناست که فرد گورکنان خود را متحد خود تلقی می کند. در روانکاوی ازخود بیگانگی نوعی پاتولوژی یا بیماری عاطفی است که به روابط خانوادگی آسیب می رساند. این از خودبیگانگی بیانگر فریبکاری روانی توسط پدر یا مادر است تا فرزند را در شرایط گسیختگی و اختلاف، به تسخیر و سلطه خود درآورد. در حالتی که این از خودبیگانکی فرزند ملایم است این پدیده بشکل بی مهری و بی تفاوتی و روابط سرد و مناسبات فاقد از عشق جلوه می کند، ولی در زمانی که این از خود بیگانگی شدید است خاطره های خوب و زیبا نسبت به پدر یا مادر گم شده و محو می گردد و فاصله گیری فکری و اعتقادی رشد یافته و اعتفادات منفی و وارونه جایگزین آنها می شود. در چنین حالتی فرزند در نفی و طرد تا جائی جلو میرود که هرگونه احساس عاطفی را از دست داده و در منفی گری و تخریبگری، احساس جرم ندارد. اعتقاد محکم به یک واقعیت تصور شده و برداشت یک جانبه ذهنی و احساس وارونه، در رفتار و باور فرزند تسلط می یابد. حال در پرتو این دیدگاههای فلسفی و جامعه شناختی و روانکاوانه، به از خود بیگانگی ایرانیان بپردازیم. روشن است که از خودبیگانگی دلایل بسیار متعدد دارد ولی در اینجا ما فقط به یکی از آنها اشاره می کنیم. یکی از ریشه های ازخود بیگانگی ایرانیان مذهب شیعه است، مذهبی که فرهنگ و خرد را تخریب می کند و هویت ویژه را منهدم می سازد، مذهبی که امپریالیسم وار به همه چیز تعرض میکند، تا فاشیسم دینی خود را تحمیل کند. عاشقان شیعه و روشنفکران مذهبی و فرصت طلبها از انتخاب این موضوع، ناراحت خواهند بود، ولی از این امر هراسی نیست. بطور مسلم این بحث یک مطلب اساسی و پرمشاجره جامعه روشنفکری و سیاسی ما می باشد. آسیب هویتی ما عمیق و دردناک است.(رجوع شود به کتاب اخیر من "جامعه شناسی آسیب ها و دگرگونی های جامعه ایران" ازخودبیگانگی مذهبی و بختکی بر اذهان از نظر جامعه شناسی ازخودبیگانگی یک ملت یا یک گروه اجتماعی را می توان بمعنای نفی شخصیت مستقل گروهی، نابودی سازمانیافته فرهنگ و زبان و اندیشه، محروم شدن از میراث و فرهنگ سنتی و باستانی توسط یک قدرت سیاسی و اقتصادی دیگر قلمداد نمود. زمانی که مردمی در سرزمین خود بیگانه میشوند و از حقوق اجتماعی و مدنی و فردی محروم می گردند و این مضمحل شدن "طبیعی" جلوه می کند، آنها از خودبیگانه شده اند. تمامی تهاجم های اشغالگرانه جنگی و تصرفات کشوری و سلطه گری های اقتصادی و سیاسی خشونت بار با هدف نفی گروه اجتماعی و مردمان دیگر صورت گرفته است. هدف سلطه گری تحمیل قدرت دیگری بر مردم دیگر است و هدف الیناسیون انبوه و خودفراموشی انبوه، مشروعیت یافتن تجاوز و متجاوز در ذهن مردم اسیرشده است. این مشروعیت یافتن یک روند بسیار پیچیده و محصول تاریخی اقدام مشترک اسیرشده و اسارتگر است. اسلام بعنوان یک دین ایدئولوژیک و توتالیتر از ابتدای کارش متمایل به تصرف و جنگ و جمع آوری غنائم، گرفتن جزیه اجباری، قتل و شمشیر است. غزوات محمد علیه قبائل دیگر و کشورگشائی ها در دوران خلفا و حمله به ایران در زمان خلیفه دوم عمر، بیانگر این تمایل و اراده سلطه جویانه است. این دینی که از منافع قریش عرب تغذیه یافته و پیام اش پذیرش اجباری احکام قرآنی و سنت محمد است، این دینی که تداومش به اسطوره سازی و جعلیات تاریخی و اجتماعی وابسته است، در یکی از سنت های خود یعنی شیعه گری به بزرگترین واقعه سازی و جعلیات پروری دست می زند. این شیعه گری مبانی عربی و منافع خاندان علی را به فراتاریخ گسترش داده و تاریخ جعلی و خشونت بار و اسطوره ای خود را به تاریخ ایرانیان تبدیل می کند. برده داری اسلامی در ذهن ایرانی تلطیف شده و بی آزار و روحانی تلقی می شود، جنگ قدرت خاندان علی به جنگ مقدس ایرانیان تبدیل می گردد، منافع و ارزش های تنگ نظرانه این قبیله عربی سمبول عدالت خواهی برای ایرانیان می شود، بی فرهنگی گروهی بدوی کینه ورز و ارزشهای قبیله ای، جای فرهنگ کهن و آموزه دینی کهن ایرانیان می نشیند، تاریخ و هویت ایران توسط ایرانیان کم رنگ می شود و از یاد می رود و دین سامی و هویت تازی پرستی در اذهان سایه می اندازد. (پایان بخش اول) ۲) مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش دوم) تاریخ بی فرهنگ؟ معنویت؟ صلح دوستی؟ دانش دوستی؟ آخوند و نواندیش دینی، طرفدار استعمار عرب ۳) مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش سوم) دين در برخی تئوريها مذهب شيعه و جذابيت ايدئولوژيک منابع اصلی شيعه، زخم چرکين بر روان قرآن کتاب مرجع برای نفی آزادی و تبليغ خشونت نهج البلاغه، منشور ضد زن کتاب کافی کلينی، دروغ و خزعبلات بحارالانوار، بنياد مذهب شيعه دين سازان حرفه ای ۴)مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش چهارم) اسلام، مظهر خشونت ويژگی اين جنگها کدامند؟ جنگ ايدئولوژيکی اسلام دروغ شيعه در باره خشونت ادامه خشونت خاندان علی ۵) مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش پنجم) هدف جامعه شناسی دين افسانه مهدی، امام نامعلوم اسطوره يا دروغ امام زمان در طول تاريخ امام مهدی به جمکران می آيد سرچشمه افسانه مهدويت و روزگار تيره از خودبيگانگی ۶) مذهب شيعه، ريشه از خود بيگانگی ايرانيان (بخش ششم) جابجائی ارزش ها تئوری روانکاوی از خودبیگانگی روانی ایرانیان ماشین هنجار ساز ۷)مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان (بخش هفتم) دستگاه ایدئولوژیک و الیاف نرم مغز حوزه ها، کانونهای دین ساز امامزاده ها، ابزار اسارت روح شبکه قدرت مساجد ابزارهای ایدئولوژیک، راز شیعه گری

  • مرادی

    جناب زندیق توصیه میکنم هر وقت از جانب هر یک از آقایانی که نام بردید از جمله آقای ایجادی آیه ای از قرآن بیان شده و برداشتی از آن را مطرح میکنند شما بلافاصله قرآن را بردارید و آن آیه مورد نظر را بتمامی و در ارتباط با آیات مجاورش مطالعه کنید... بعنوان مثال آیه اولی الامر در سوره نساء را که آقای ایجادی هم در مقاله ای در سایت ایران گلوبال آمده بود دیدم براستی حیرت کردم از برداشت ایشان که عینا همان برداشت روحانیت شیعه را ملاک قرار داده است و به بحث خود ادامه میدهد....البته به کامنت بنده پاسخی داده نشد... این آیه را بتمامی ببینید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾ شیعه میگوید اطاعت از سه مرجع اول علی الاطلاق است: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ شیعه ادامه آیه را نمی تواند توجیه کند بطوریکه اتصال را برقرار سازد...در ادامه احتمال تنازع داده شده است...در انتها موقع رفع تنازع اولی الامر ذکر نمی شود...یک مفسر شیعی به صراحت میگوید در اینجا تحریف شده و اولی الامر در انتها نیز وجود داشته است!!! اما آیه را بدون غرض و مرض تحلیل کنیم: اول اینکه دو تا اطاعت داریم...یکی اطاعت از "الله" و دیگری بعد از "الرسول"....و یک "احسن تاویلا" دوم اینکه "الرسول" هم دوبار آمده است...رسولی که میدانیم حامل پیام است و تا امروز پیام هایی دارد فردا یا روزهای بعد هم پیامهایی دیگر و تکمیل کننده خواهد داشت...مثل سوره مجادله که رسول نمی دانسته حکم چیست....مجادله یک بانو با رسول....بعدا حکم الهی آمده و مشکل حل شده است... سوم اینکه در جاهایی دیگر داریم "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول"...اما در سوره نساء الرسول با دیگری همراه شده است.... چهارم اینکه "الله" و "الرسول" ابتدا جداهستند در انتها کنار هم هستند... سرجمع میتوان این برداشت را داشت: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾ یعنی ای مومنین از خدا اطاعت کنید...(مرجع اصلی) در حالی که از رسول الله (دارنده پیام تا این موقع) و صاحبان امر از بین خودتان(مدیران فرماندهان یا منصوبین رسول یا انتخاب شده از بین خودتان....چند آیه بعد اشاره ای به اولی الامر میشود...بعنوان فرماندهان...در زمان خود رسول وجود داشته اند) را اطاعت میکنید... سپس اگر تنازع داشتید به "الله و الرسول" مراجعه کنید(کنار هم...همان پیام جدید)... اطاعت از الله تاویل شد... دقیق ترین تاویل....یک تاویل اطاعت از خدا همان اطاعت از الرسول است اما دقیقترین تاویل در این آیه سوره النساء است که حالات استثنایی بروز اختلافات را نیز میپوشاند... نتیجه اینکه حتی خود رسول الله نیز باید تسلیم پیام الهی باشد...کسی معصوم نیست... جناب زندیق قدیمی ها فرصت نداشته اند خوب قرآن بخوانند شاید ابزار امروزی را در جستجو در متون را نداشته اند یا فلسفه های جدید پیدا نشده بوده اند لذا همان نظرات قدیم خود را مکررا بیان میکنند...امروزه با کمک اینترنت ما میتوانیم متون خطی قدیمی را با فونت های واضح بخوانیم .... نظرات مغرضانه هم با سرعت بیشتر تکثیر میشوند.... جوانی خود را صرف خواندن نظرات دیگران بصورت مطلق هدر ندهید...کاری که ما کردیم و امثال دکتر شریعتی و ....را حلوا حلوا کردیم....نظرات را در پیوستگی منطقی قرار دهید و مستند....

  • زندیق

    خواهر مرادی تنها راه خروج از دور باطل اسلام در ایران, ریشه کن کردن این آیین ضد انسانی از فرهنگ کشور است. شما در ناآگاهی مضاعفتان, مخالفت با اسلام را به "چپ گرایان" ربط میدهید, در حالیکه امروزه هم جریانات ملی و سکولار و هم بسیاری از خود عناصر مذهبی شیعه (مجتهد شبستری) خواهان پایان دادن به حضور اسلام و مذهب در سپهر عمومی هستند و بر این باورند که اسلام و مذهب فقط باید در حیطه و سپهر شخصی وجود داشته باشد. قرآن هیچوقت سیاست را شورایی ندانسته و این فقط تحریفات و خوش خیالی شخص شماست. در یک سیستم شورایی زنان با مردان برابرند, در اسلام زنان و مردان برابر نیستند. در نظام شورایی کسی بر طرز لباس پوشیدن افراد تصمیم نمیگرد, اسلام و شما, خود را تصمیم گیرنده در این مورد انتخاب کرده اید. در شورا تبعیض بین افراد بر اساس مذهب وجود ندارد, در اسلام همه چیز بر اساس تبعیضات مذهبی تعیین میشود. شما حتی هموطنان بهائی را به حساب نمی آورید. سلسله مقالات آقای جلال ایجادی در سایت "پژواک ایران" جعلی بودن دین اسلام و دروغهای بزرگ کتابش قرآن را به دقت میشکافد: ۱) قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش یکم) گسترش خردگرایی یا قرآن گرایی کلام الله و وابستگی پاتولوژیک روانی قرآن یک موضوع تاریخی ۲) قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش دوم)٬ قرآن یک موضوع تاریخی ادعای قرآن: کلام الله ادعای قرآن: دین کامل اسلام، عامل بازدارنده در روند ذهنی ۳) قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش سوم) روش هرمنوتیک در پژوهش قرآن مجتهد شبستری، شگرد تاکتیکی یا روش هرمنوتیک «تئودور نولدکه» و آغاز اسلام شناسی علمی قرآن و زبان عربی آشفتگی و التقاط در نوشته قرآنی قرآن برای قدرت سیاسی ۴) قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش چهارم) قرآن عثمانی، نسخه های متفاوت احادیث، جعل و تاریخ همزادی قرآن و خشونت خشونت در ساختار تاریخی قرآن حقیقی کلام الله نیست ۵) قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش پنجم) قرآن نازل نشده است قرآن با میراث دیگران رازگشایی از زبان قرآن دستور زبان عربی را دیگران نوشتند نسخه‌های «صنعا» و بن بست تحجر فکری اسلامی از جمله مشخصات این نسخه‌ها کدامند؟ ۶) قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته ای تاریخی التقاطی (بخش ششم) زبان و تنش قرآنی قرآن و جاهلیت قرآن و زبان گنگ عربی گفتمان قرآن: اطاعت، جادوگری، تنبیه الله، بت بزرگ و رقابت با شیطان حجرالاسود، «رمی جمره»، بتی دیگر؟ جامعه دوران جادوگری در جامعه مدرن ۷)قرآن، نه کلام خدا، نه الهام محمد، نوشته‌ای تاریخی التقاطی (بخش هفتم) خدایان غضبناک و روان خشونتگرا اسلام بدون خشونت و تروریسم ناممکن است روشنفکران «اسلاموفیل»

  • زندیق

    آگاهی به قدمت تاریخی کیهان نشان غرور نیست. هر کودک هشت, نه سالهء دبستانی نیز اینروزها چنین حقایق علمی, تاریخی برایش واضح است. انتساب چنین آگاهی ساده و قابل دسترسی به "غرور" و "سرگردانی" فقط نشانهء انباشت خرافات و آشغال های غیر علمی و مذهبی است که در "مغز" شما انباشت شده است. با بینش مذهبی شما انسان محکوم به زیستن در دوران قرون وسطی است, نه علمی, نه آزادی های فردی, فقط چرندیات و بلاهت های مشتی پیرمردان خرفت حشری که آرزوی نزدیکی با کودکان دارند, "اخلاق" و هنجارهای مورد پسند و قبول شماست. دوره ای طولانی روان درمانی و بستری شدن در تیمارستان شاید چندان هم بد نباشد. خواهر مرادی برای کسی که چنین مغرضانه و متنفرانه علیه آزادی زنان خود را سخنگوی مردم ایران میداند و دستور میدهد که زنان باید طبق دستورات شخص شما چنین کنند و چنان کنند, مطمئن باشید که شما و امثالهم آخرین اشخاص در کرهء زمین هستید که میتوانید به دیگران در مورد "غرض" و "مرض" صحبت کنید, چونکه آن آیین جهنمی اسلامی شما چیزی نیست جز انباشتی از مرض و غرض های جاهلانه و مضاعف, متوحش و جنایتکارانه. ربط علم به آزادی زنان و اخلاقیات این است که در قرن بیست و یکم مذهبی مردسالارانه و متوحش (که هنوز نتوانسته است ۱۴۰۰ برادر کشی مابین پیروان خود را حل و فصل کند) هیچ حرفی (جز مزخرفات و چرندیات) برای گفتن ندارد. هیچ فرق اساسی نیز بین امثال شما و چپ گرایان افراطی نیست, تمامی شما اهل دعوت کردن مردم به اطاعت و تسلیم شدن در مقابل قدرت هستید, شما مذهبی, آنان مثلا "غیر-مذهبی". شما آنقدر گیج و پرت هستید که هنوز حتی نفهمیده اید که مخاطبتان کیست. قبل از اینکه شما به دنیا بیاید, این حقیر در مدرسه های روز جمعه و سپس همراه تنی چند از دوستان دبیرستانی قرآن و نهج البلاغه و دیگر متون اسلامی را قرائت کرده بودیم. خواهر مرادی همانگونه که شما به هیچ گونه حق پند و اندرز به دیگران در مورد "غرض" و "مرض" ندارید, چون از آیینی دفاع میکنید که از تار و پود غرضمند و مریض است, در مورد چگونگی تفکر مردم نیز هیچ صلاحیت, آشنایی و حتی نزدیکی اولیه نیز ندارید. پرسشهای دیشب را برای شما تکرار میکنم و مطمئنم که امروز هم جز "پند و اندرز" پر بلاهت حرف دیگر برای گفتن ندارید. قبل از نصیحت قی کردن برای دیگران که “درست فکر” کنید, آیا اصلا به فکر شما میرسید که در دیماه ۹۶ چنین موج عظیمی علیه نظام در مملکت براه بیفتد؟ آیا شما اصلا فکر میکردید که دو سال بعد موج حتی عظیم تر, گسترده تر و رادیکال تری که فریاد بزنند “جمهوری اسلامی نمیخوایم, نمیخوایم” شکل بگیرد؟ آیا عکس العمل مردم پس از سرنگون شدن هواپیمای اکراینی به ذهن شما میرسید؟ فکر میکنید که پرده بعدی و پرده های بعدتر از خشم و غلیان مردم به ستوه آمده از دروغ گویان حرفه ای مذهبی, ویروس کرونا, فقر, استبداد, ظلم و کوفت کاری و زهر مار چه باشد؟ متصل کردن آیات قران؟ شما یا خودتان مسخره هستید و یا مردم ایران را مسخره میپندارید. اما اطمینان داشته باشید مردم ما مسخره نیستند. هیچکس هم نه شما و نه هیچکدام از برادران و خواهران حزب اللهی و بسیجی شما (سایبری و غیر سایبری) را سخنگوی مردم نکرده است.

  • مرادی

    راه خروج از این دور باطل اینستکه چپ گرایان و مادی گرایان بدنبال حرف های نسنجیده در ارتباط با اسلام خصوصا قرآن نباشند...باورهای اصولی و در عمق وجود مسلمانان بی غرض و مرض را نادیده و به سخره نگیرند... حساب نظرات روحانیت مزدور را از مندرجات قرآن جدا کنند....به همان نظرات اقتصادی خود بپردازند و تبلیغ کنند...اقتصاد خود را در مقایسه با اقتصاد روحانیت (و فقط اقتصاد آنها را ) به رخ مردم زیر فشار بکشند و به آنها معرفی کنند... اگر بدنبال فهم دقیق قرآن باشیم (از هر جناحی و گرایشی) نبابد قرآن را گزینشی و یا مطابق با تفاسیر رایج در دست روحانیت بخوانیم و بفهمیم...گویی از ابتدا میخواهیم خودمان آنرا بخوانیم و درک کنیم...باید فرض کنیم نویسنده آن حی و حاضر در یک دانشگاه بسیار پیشرفته صاحب کرسی است و هر بی دقتی از جانب اساتید دانشگاهها دیده میشود...مانند یک کتاب ریاضی و فلسفی دارای سیستم با آن برخورد کنیم نه یک کتاب صرفا تاریخی... با این روش معلوم میشود که فلسفه اقتصاد در قرآن شبیه سوسیالیسم است...سیاست را شورایی میداند و ...پیش فرض ها و پیش نیازها و آیینی را که برای تن دادن و رضایت دادن به مساوات را پشتیبانی میکنند و تداوم میبخشند بیان میکند...بعلاوه تمام اینها معنایی برای خلقت و هدف از آن را نیز داراست... این برداشت ها در سطح اصول و افکار یک حزب در کنار احزاب دیگر مطرح است و انتخاب آن به اختیار...

  • مرادی

    جناب زندیق اینکه میفرمایید : "علم بر اساس روش های علمی, قابل اثبات و تجربی به ما نشان میدهد که کیهان, و کائنات ۱۳.۸ بیلیون سال عمر دارد" چه ربطی به "آزاد زنان ایرانی" و "اخلاقیات" و بی خدایی طبیعت دارد؟ شما قیاس بنفس میکیند و قرآن نخوانده (خواندن تفاسیر سفارشی نه) میخواهید بفرمایید مردم به اسلام حقیقی و قرآن باور ندارند...و حالا مدعی سخنگویی مردم و پیش بینی کننده آینده حرکت آنها شده اید... شما خودتان اگر طبیعت را بدون خالق میدانید فکر نکنید مردم هم همینطور فکر میکنند...شما سخنگوی مردم نیستید...بنده هم نیستم... آنچه در حوادث رخ میدهد (دیده میشود) تمام مسائل پشت پرده را نشان نمی دهد...قرآن سوزاندن عوامل رزیم یا سبیلوهای سابق نشان از هدف مردم نیست... اشتباه چپ گرایان افراطی سابق را تکرار نکنید که مردم را از سرمایه داری سلطنتی جدا و نهایتا مردم را به دامن روحانیت انداختند...و این بارجدا شدن آنها را از روحانیت و افتادن مجدد به دامن سرمایه داری یا سلطنت ممکن نسازید.... …مردم خدا ی خود را با خدای رزیم و بی خدایی شما یکی نمی دانند… مراقب باشید نگاه بی غرض و مرض به طبیعت از یک فرد عامی ممکن است ولی از افراد مغرور که مدعی دانستن طول عمر کیهان هستند ممکن نیست...خود را سرگردان نکنید...

  • زندیق

    خواهر مرادی شما چنان نفرت از آزاده زنان ایرانی را درونی و خودی کرده اید, که فکر می کنید همه مانند شما "فکر" می کنند. به همین ترتیب برای شما نیاز به اطاعت و تسلیم شدن در مقابل "اخلاقیات" و هجویات مشتی چند پیر مرد ریشو چندان حیاتی و اساسی است, که "فکر" می کنید همگان نیز چنین احساساتی دارند. علم بر اساس روش های علمی, قابل اثبات و تجربی به ما نشان میدهد که کیهان, و کائنات ۱۳.۸ بیلیون سال عمر دارد. حالا شما (دقیقا مانند دیشب, که سخنگوی خود منتخب شدهء "اخلاقیات" مردم ایران شده بودید) از قول ۸۲ میلیون ایرانی در اینجا میگوید که هر چه شما عرض می کنید حرف ملت است و هر کسی هم مخالف حرفهای شما صحبت کنه غلط کرده و نمیداند چه می گوید. فرق این "منطق" شما با چماق حزب الله چیست؟ حالا شانس آوردیم که مثلا شما سعی دارید اسلام خود را متفاوت از اسلام حکومتی جا بزنید (که هیچ فرقی هم ندارد) اما در عمل رفتارتان دقیقا مانند برادران و خواهران حزب الله و بسیج از آب در می آید. سه سال پیش در دیماه ۹۶ که ملت گفتن "اسلامو پله کردن, ملتو ذله کردن" هنوز کاسه صبر شان اینچنین لبریز نشده بود. دو سال بعدش دیدند که بدون هیچ مقدمه و اخطاری قیمت سه برابر بالا رفت و تا حرفی از دهنشان در آمد, گلوله های نظامی به سر وکله هایشان شلیک شد. شما بودید چکار میکردید؟ آیات قرانی را متصل میکردید, تا خشم و عزم و جزم خود را با دیگران متصل میکردید؟ قبل از نصیحت قی کردن برای دیگران که "درست فکر" کنید, آیا اصلا به فکر شما میرسید که در دیماه ۹۶ چنین موج عظیمی علیه نظام در مملکت براه بیفتد؟ آیا شما اصلا فکر میکردید که دو سال بعد موج حتی عظیم تر, گسترده تر و رادیکال تری که فریاد بزنند "جمهوری اسلامی نمیخوایم, نمیخوایم" شکل بگیرد؟ آیا عکس العمل مردم پس از سرنگون شدن هواپیمای اکراینی به ذهن شما میرسید؟ فکر میکنید که پرده بعدی و پرده های بعدتر از خشم و غلیان مردم به ستوه آمده از دروغ گویان حرفه ای مذهبی, ویروس کرونا, فقر, استبداد, ظلم و کوفت کاری و زهر مار چه باشد؟ متصل کردن آیات قران؟ شما یا خودتان مسخره هستید و یا مردم ایران را مسخره میپندارید. اما اطمینان داشته باشید مردم ما مسخره نیستند. هیچکس هم نه شما و نه هیچکدام از برادران و خواهران حزب اللهی و بسیجی شما (سایبری و غیر سایبری) را سخنگوی مردم نکرده است. فقط از قول خودتان حرف بزنید و بس. هر چند که برای امت حزب الله ترک عادت موجب مرض است. الگوی جدید و عمیق, یک براندازی اساسی و از بن و ریشه ای ویروس اسلام از ایران است. این است رمز پیروزی ما, در نبرد بی پایان علیه جهل و ابتذال مذهبی, در هر شکل و فرمی.

  • مرادی

    جناب زندیق آن زمانی که میگفتند :اسلامو پله کردن, مردمو ذله کردن.” قرآن را هم آتش زدند؟ مواظب باشید از مردم عقب تر نمانید...مردم را درست درک کنید... شما خودتان اگر طبیعت را بدون خالق میدانید فکر نکنید مردم هم همینطور فکر میکنند... مردم خدا ی خود را با خدای رزیم یکی نمی دانند...

  • زندیق

    خواهر مرادی قران سوزی در آبانماه کار مردمی بود که سه سال پیش داد زدند: "اسلامو پله کردن, مردمو ذله کردن." اما گوش کر "متصل گران" کماکان کر بود و هست و چشمشان کوربود و هست. و خواهد بود؟ باید دید. شما غصهء "چپ گرایان سابق سیبیل کلفت" (که اکثرشان مانند شما در باطن مذهبی, متحجر و اهل "اطاعت" و مبلغ "تسلیم شدن" هستند) را نخور, مشکل و مسائل شما بسیار اساسی تر و عمیقتر از این حرفهاست. مردم ایران تصفیه حسابی آتشین با اسلام خواهند داشت. تا کی فکر می کنید که اینچنین ملت را فریب خواهید داد؟ خود اسلام یکی از خونخوارترین و وحشی ترین فرقه های موجود در جهان است. اسلام حقیقی, اسلام تجار ثروتمند عربستان بود که برای تاراج و غارت کردن دیگران مذهبی اختراع کردند و جهادی اختراع کردند و ۱۴۰۰ سال است که مشغول تاراج و غارت و "جهاد" در راه پر کردن جیب خود هستند. اسلام واقعی اسلامی بود که با قول پایان دادن به سیستم کاست دوران ساسانی ایرانیان را فریفت, اما خود سیستم کاست روحانیون و سید ها را برقرار کرد. اسلام واقعی اسلام صفویه است که با زور شمشیر و خون ما را "شیعه" کرد. اسلام واقعی ۴۰ سال حیات جمهوری طاعونی است که با لیس زدن به ضریح و جنی شدن ولی وقیح پایان می گیرد. طبیعت نه خالق دارد, نه شروع, نه پایان. طبیعت, طبیعت است و بسیار پیچیده تر و عظیم تر از یک ذهنیت مبتذل عقب افتاده که حقیقتش را در ۱۴۰۰ پیش دنبال می کند. این مزخرفات "تسلیم" و "اطاعت" هم چرندیاتی است که برای خود نگه دارید سنگینتر است. الگوی جدید و عمیق, یک براندازی اساسی و از بن و ریشه ای ویروس اسلام از ایران است. این است رمز پیروزی ما, در نبرد بی پایان علیه جهل و ابتذال مذهبی, در هر شکل و فرمی.

  • مرادی

    جناب زندیق قرآن سوزاندن در آبانماه توسط یکی از دو فرقه یا هر دو بوده...یا عوامل خود رزیم ...یا چپ گرایان سابقا سبیل کلفت.... این دو طایفه باید خود را مرده حساب کنند... باور به اسلام حقیقی با قرآن رخ داد و رخ میدهد... قرآن ما را به تسلیم به قوانین طبیعت که سر رشته آن دست خالق طبیعت است میخواند... شما میتوانید بنحوی که قرآن میگوید تسلیم قوانین طبیعت باشید و یا نباشید...مختارید... اما آن دو طایفه از هر جناحی بدانند که حنای آنها دیگر رنگی ندارد....دیگه تمومه ماجرا.... این است رمز تعلل مردم و انتظار فرصت با الگوی جدید و عمیق...

  • زندیق

    خواهر مرادی خود اسلام از روز اول بزرگترین حامی سرمایه داران و تجار بوده است. تاریخ اسلام یعنی تاریخ حمایت, سرپرستی و پرورش دادن بزرگ سرمایه داران؛ بستگی کامل, صد در صد.انداموار از زمینداران , و حمایت بی دریغ از تجاران (بزرگ و کوچک). اسلام از سوی تجار بزرگ مکه برای حمله, اشغال, تصرف و غارت دیگر ملل راه افتاد. "جهاد اسلامی" بهانه و ابزار "مشروعی" برای غارت دیگران بود. پس از ۱۴۰۰ سال ویروس "جهاد" اکنون دامنگیر خود مسلمین شده است و هر فرقه ای از اسلام با توسل و استناد به "جهاد" گردن برادران و خواهران مسلمان خود از فرقهء دیگر را میزند. همانگونه که داعش شیعیان را قتل عام میکند. همانگونه که جوخه های مرگ شیعیان در عراق و سوریه خواهران و برادران سنی خود را می کشند. شما نیز به جای "متصل کردن آیات قرآن" در فکر جعبه های نسوز برای جا دادن قرآن باشید که به نظر میرسد مردم ایران در اولین فرصت تصفیه حسابی آتشین با این کتاب "مقدس" شما خواهند نمود. فقط نگاهی کنید به فهرست بلند بالای تمامی دفاتر امام جمعه ها که در آبانمها به آتش کشیده شد, همراه تمامی کتب و اسنادی که در آنها بود. مذهب یعنی خرافه و اسلام یعنی اجبار. عملکرد ۱۴۰۰ سالهء ویروس اسلام در ایران, و عکس العمل های اخیر ملت در کشور نشان می دهد که مردم ایران به سمت ریشه کن کردن این ویروس خانمان برانداز از جامعه ای ایرانی می باشند. "...دیگه تمومه ماجرا!"

  • مرادی

    به نقل از سایت ایران امروز و مقاله آقای سیاوش قائنی میخوانیم: حال پس از همه‌گیر شدن ویروس کرونا امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه ‏که یکی از از طرفداران پروپا قرص اقتصاد نئولیبرالی و بازار محور به حساب ‏می‌آید در پیام تلویزیونی خود به مناسبت همه گیر شدن ویروس کووید ۱۹می‌گوید:‏ ‏«این پاندمی به روشنی نشان می‌دهد که نباید تمام بخش‌های تولید و توزیع و ‏‏«دولت رفاه» را به بازار محول کرد. دیوانگی محض است که دولت کنترل بخش‌های مربوط به رفاه عمومی، تغذیه، بهداشت و درمان و امنیت را به بخش ‏خصوصی واگذار کند.‏‏ دولت باید در فرانسه و در اروپا کنترل دوباره را بر روی این بخش‌ها بدست آورد ‏و استقلال و سرنوشت این بخش‌ها را تضمین کرده و کاملن در دست گیرد »‏ نظارت و رضایت و کنترل عمومی در امور اجتماعی امری بدیهی است...اما اربابان سود و ثروت میخواهند با زور سرنیزه امور اجتماعی را خصوصی کنند....این بلیه در بسیاری از حوزه های زندگی ما نفوذ کزده است... فرقه های خرافی و متحجر از جمله تشیع نیز در ظاهر عربده عدالت اجتماعی میکشند ولی وقت قانون گذاری خصوصی گرایی را معیار قرار میدهند....سرمایه داری این قبیل مذاهب را در جوامع مربوطه بخدمت گرفته است...هر چند در ظاهر با هم خصومت دارند... بطور خلاصه این قصه قصه فصل و جدایی ها بود... کرونا ویروس ما را به وصل و ارتباطات اجتماعی میخواند...اما آیا لازم بود تا با بلایی به بزرگی کرونا ویروس مجبور به اتحاد و ملاک اجتماعی برسیم؟ بدیهی است که میتوانستیم قبلا به این کار اقدام کنیم...زمانی یا زمانهایی هم اقدام شد اما دسیسه های اربابان سود و ثروت نگذاشتند پا بگیرد... بنده میخواهم عرض کنم که اجتماع گرایی و رعایت آداب و فرهنگی که این گرایش را بقا و تداوم ببخشد یعنی همان رعایت وصل معیاری کلی و ساری در تمام جنبه ها میباشد...چه در روابط بین انسانها چه در روابط بین پدیده های طبیعی واجتماعی...هر چه جوامع بزرگتر و پیچیده تر این امر آشکارتر... نظیر این حرکت در خواندن و خواندن متون از جمله قرآن رعایت اتصال آیات است...این روش ما را به مذهبی ضد مذهب رایج میرساند و بینش اجتماعی مورد نیاز ما را بطور اساسی تامین میکند...مذهبیون مستعد را هم بیدار میکند . هماهنگی و رفاقت بین گرایش های اجتماع محور ایجاد میشود...و این رعایت جنبه هایی مورد توافق را نیاز دارد از جمله رعایت حجاب حداقلی یا همان ساده پوشی بانوان اندیشمند و انقلابی یا.... تعهد به جامعه گرایی اگر در متن دینی و مقدس حقیقی یافت شود بنیان محکمتری خواهد داشت...این خلقت و طبیعت بزرگی که ما میبینیم حتما جنبه اجتماع گرایی را تایید میکند و کتابی که از ناحیه غیب این طبیعت القا شده باشد (فرضی که با خوانش بیشتر تایید میشود) حتما امر به اجتماع گرایی میدهد... شما روایات و تفاسیر و تاریخ سفارشی مذاهب خرافی را ملاک نگیرید...و البته این به معنای اجبار کردن نیست ما نظر خود را میگوییم و شما هم نظر خود را بگویید...کرونا ویروس ها نشان خواهند داد کدامیک بر صواب هستیم...

  • زندیق

    با عرض سلام و ادب خدمت خواهر مرادی خواهر جان به نظر میرسد باری دیگر, در ترویج عقاید مذهبی خویش حدود تهاسل را نادیده گرفته اید و باز قصد تحمل اعتقادات خود به دیگران را بر اساس مقداری اصول و "منطق" بی اساس و از من درآوردی دارید. جناب "غ." نیز اشاره دارند که زندگی مردم به شما چه ربطی دارد. چه کسی شما را انتخاب کرده است, یا این حق را به شما داده, که بر اساس مقداری جعلیات تاریخی, سخنگوی اخلاقی مردم شوید؟ خود مسلمانان از فاسدترین, دروغگو ترین و متقلبترین مردم جهان هستند. در هیچ دین و آیینی مجوز برای دروغ گویی نیست, اما در اسلام "تقیه" همیشه برای دروغ گفتن استفاده می شود. رهبران اخلاقی شما نیز یکی از یکی فاسدتر و مجنون تر است. از آن پیامبر پنجاه و چند ساله که با دختر بچه ای ازدواج کرد, تا خمینی که یکی از کاربران در اینجا نمونه ای از فساد اخلاقیش ذکر کرده است, تا ولی وقیح دزد تریاقی که اخیرا جن زده شده است. با چنین نمونه های "درخشانی" آیا شما انتظار دارید که واقعا کسی شما را جدی بگیرد؟ ۴۰ سال ملت را گول زدید و هر چه را که می توانستید از ما دزدیدید و به اروپا و آمریکا و کانادا بردید, فردا پس فردا هم که رژیم برانداز شود, دیگر تا آخر عمر در اروپا و آمریکا و کانادا باقی خواهید ماند. تمام این موعظه خوانی ها هم چیزی نیست غیر از گل زدن خود و دیگران.

  • طاهره قره العین

    خواهر مرادی, تنها عصبانیت و نفرت در اینجا, عصبانیت و نفرت شما از زنان در دنیا و تلاش های مزورانه مکتب اسلام برای به اسارت در آوردن ما زنان می باشد. این شما هستید که نیازمند به بیشتر فکر کردن هستید, تا نهایتا بفهمید و درک کنید که نه شما, نه خدای شما, نه پیغمبر شما, نه آن روح الله خمینی مریض (که برایش عمل جنسی با کودکان نابالغ, حتی با کودک شیره خوار مجاز بود: “تحریرالوسیله خمینی، کتاب نکاح، مسأله ۱۲”), نه آن ولایت وقیح افیونی جن زده, و نه هیچ چیز و نه هیچ کس نمی تواند به ما زنان ایرانی (یا هر زن دیگری) دستور بدهد که “وظیفه” “حداقل” و “معقول” ما چیست. هیچ مرجع و طبق هیچ منطق و طبق هیچ هنجاری, به هیچ وجه من الوجوه حق دخالت در سپهر خصوصی ما زنان را ندارد. "حجاب اختیاری, حق زن ایرانی" به چالش افتادن سرمایه داری نیز هیچ ربطی به "انتخاب های فردی دلبخواه" ندارد. سرمایه داری همیشه در مراحل مختلفش در بحران است, اما چون پایه و اساسی پویا, مبنی به کشف و گسترش ظرفیت های موجود را دارد, همواره از بحران بیرون می آید. این دین متحجر و خونخوار اسلام است که برای ۱۴۰۰ سال می شود که درگیر یک برادر کشی تمام عیار بین فرقه های مختلفش است و هنوز هم که هنوز مسلمین جهان از کشتن همدیگر سیر نشده اند. گند کار به جایی کشیده است که حتی خود نوهء خمینی نیز اذعان دارد که اشکال کار نه از دخالت های نیروهای خارجی در منطقهء ما, بلکه اشکال کار از رفتار های به غایت دیوانه وار خود مسلمین است. فضولی در زندگی خصوصی زنان نیز یکی دیگر از جنبه های جنون و دیوانگی اسلام است. "حجاب اختیاری, حق زن ایرانی"

  • غ.

    حکم لخت و پتی های جنگل‌های آمازون و اندونزی و مالزی و آنگولا و کنگو چه می‌شود؟ آنان که با یک برگ و یک رشته ریسمان گیاهی لباس می‌پوشند یا نمی پوشند. این ها حکم شان چیست؟ این ها آیا بردگانِ فرهنگ غرب به حساب می‌آیند؟ بابا ول کنید لباس مردم رو. به من و شما چه ربطی داره که مردم تا کجاشون رو می‌پوشونند یا نمی‌پوشونند!

  • مرادی

    برادر/خواهر قره العین اگر کسی با شلوار بیاید در صحن جامعه یا با شورت بیاید فرقی نمی کند؟ البته فرق میکند... مقدار بیشتری فکر کنید حداقل و معقول را درک میکنید....ربطی هم به آخوند و غیر آخوند ندارد....فقط باید با عصبانیت و نفرت از قشر خاصی داخل بحث نشوید... عادت کردن به طرز لباس خاصی و آداب ویزه در جامعه ملاک نیست...مقایسه عواقب اجتماعی هر حالت در زمان و عصرخودشان ملاک است... فعلا جوامع سرمایه داری با انتخاب های فردی دلبخواه به چالش افتاده اند چالش در طبیعت و اقلیم و اقتصاد و....

  • طاهره قره العین

    خواهر مرادی, اینگونه خط به خط, و نسناس وار از دیگران تقلید و کپی کردن, معروف به*** خواری است. که البته همانگونه که برای ما حجاب اختیاری است, شما نیز مختارید هر مقداری که لازم دارید*** بخورید, اما حداقل انتظار از انسانهای بالغ این است که نسناس وار از دیگران تقلید نکنند. اشکال اساسی اسلام و دیگر مذاهب در این است که عقل و خرد و قدرت تشخیص شخصی از فرد را گرفته و به جای خرد و عقل شما, مزخرفات و افسانه و حدیث های مشتی پیرمرد را معیار و اساس حقیقت و خرد می کنند. ما نه غرب زده و نه شرق زده یا هیچ "زدهء" دیگر هستیم, شما لطف کنید و پروپاگاندای ***, *** و نخ نمای حزب اللهی تان را برای خودتان نگه دارید. نه شما, نه خدای شما, نه پیغمبر شما, نه آن روح الله خمینی مریض (که برایش عمل جنسی با کودکان نابالغ, حتی با کودک شیره خوار مجاز بود: "تحریرالوسیله خمینی، کتاب نکاح، مسأله ۱۲"), نه آن ولایت وقیح افیونی جن زده, و نه هیچ چیز و نه هیچ کس نمیتواند به ما زنان ایرانی (یا هر زن دیگری) دستور بدهد که "وظیفه" "حداقل" و "معقول" ما چیست. ذهنیت اسلامی-فاشیستی شما قادر به فهم و درک این امر نیست که انتخاب افراد, مقوله ای شخصی است و هیچ مرجعی حق دخالت ندارد. "حجاب اختیاری, حق زن ایرانی." تفکر شیزوفرنی زدهء مسلمین قادر به فهم این نیست که حجاب افراد, امری فردی و خصوصی است. دخالتگر های فاشیست در ایران*** های استبداد و عمله های ظلم هستید, نه ما زنان آزادهء ایرانی. ننگ و نفرت بر تمامی دخالت گران فاشیست در ایران. اگر سواد فارسی خواندن داشتید شاید می فهمیدید که معنای"حجاب اختیاری, حق زن ایرانی" اما نفهمی و نادانی از مختصات اصلی امت حزب الله است. تمرکز فکری جوانان ایرانی در این دوران متمرکز بر براندازی نظام فاشیستی شماست. وحدت ملی ایرانیان در سرنگونی جمهوری فاشیستی اسلامی است. پول و ثروت در ایران تماما در دست آخوندهای دزد است. فروغ فرخزاد می گوید: "نجات دهنده در گور خفته است." حتی یک خواهر مکتبی حزب اللهی فاشیست نادان نیز باید بداند که "نجات دهنده در گور خفته است" یعنی چه. "حجاب اختیاری, حق زن ایرانی."

  • مرادی

    برادر/خواهر قره العین این شما هستید که سوراخ دعا را گم کرده اید. این غرب زده ها و شرق زده ها هستند که فقط خود را افراد فهیم میدانند. “حجاب حداقلی و معقول, وظیفه تمام زنان است” تخریب و دخالت در زندگی عمومی جامعه موقوف.حجاب عملی اجتماعی است نه خصوصی.... فقط یک ذهنیت فاشیست, خود مرکز میتواند موافق “حجاب اختیاری, حق زن ایرانی” باشد. چه کسی و طبق چه قانون و منطقی اصلا به شما اجازه داده که برای دیگران تعیین تکلیف کنید و به ما بگوید حق ما چیست و چه نیست؟ خجالت بکشید و این بساط مستهجن “بی حجابی غربی شرقی” را برای خودتان نگه دارید….اجازه تمرکز فکری به امور اساسی را به جوانان بدهید... فعلا که ویروس دامن امت ضریح لیس را گرفته وراس جامعه فکر میکند کار جن هاست....شما با تکبر و خودبینی مانع وحدت ملی نشوید....از پول و ثروت خود به کمک به گرفتاران استفاده کنید....

  • طاهره قره العین

    برادر/خواهر مرادی این شما هستید که سوراخ دعا را گم کرده اید. این مسلمین هستند که خود را اخرین دین جهان و اشرف مومنین میدانند. "حجاب اختیاری, حق زن ایرانی" فضولی و دخالت در زندگی خصوصی دیگران موقوف. فقط یک ذهنیت فاشیست, خود مرکز میتواند مخالف "حجاب اختیاری, حق زن ایرانی" باشد. چه کسی و طبق چه قانون و منطقی اصلا به شما اجازه داده که برای دیگران تعیین تکلیف کنید و به ما بگوید حق ما چیست و چه نیست؟ خجالت بکشید و این بساط مستهجن “حجاب اسلامی” را برای خودتان نگه دارید. فعلا که ویروس دامن امت ضریح لیس را گرفته, یا اینکه فکر میکنید کار جن هاست؟

  • مرادی

    ما با این عده از هموطنان خود ویزه پندار چه کنیم؟ آنهایی که تصور میکنند هنر نزد ایرانیان است و بس.... در جهان استعداد خاص دارند...فلسفه مخصوص دارند...اسلام و حجاب خاص خود دارند....اصلا ویروس مخصوص دارند... کاسه داغ تراز آتش هستند...از غربی غربی تر و از شرقی شرقی تر....پهلوان پس از حل معما... از آن طرف هم عده ای هستند که از نوک سوزن رد میشوند...هر تحقیر و بلایی را تحمل میکنند... ...در هر لباس و مقامی هم یافت میشوند...

  • طاهره قره العین

    آقای مرادی در مورد حجاب, این اشکال از زنان نیست, مشکل از خودآگاه و ناخودآگاهِ مریض, روانی و نابالغ مسلمانان است. حجاب هم بهانه ای است برای تسلط به زن, چرا که حتی اگر زنان نیز با حجاب کامل بیرون بیایند, شما به طرز بستی خوردنشان بهانه می گیرید. خجالت بکشید و این بساط مستهجن "حجاب اسلامی" را برای خودتان نگه دارید. حجاب اختیاری, حق زن ایرانی.

  • مرادی

    به موضوع حجاب همواره ازنظر جنسیتی نگاه میشود...حال آنکه باید از زاویه اقتصادی نیز دیده شود... رفع حجاب یا حجاب دلخواه و رقابت زیبایی بین بانوان (که خواه نا خواه رخ میدهد) میتواند به مصرف زیاد دامن بزند...مصرف زیاد هم به رقابت اقتصادی و انباشت منجر میگردد... بر عکس تمرکز ثروت هم میتواند به کنار گذاشتن حجاب بیانجامد... در فیلم های قدیمی و جدید از جوامع غربی هم این موضوع دیده میشود...جوامع غربی امروزه با ثروت و غارت و چپاول بیشتررفتار جنسی بی قید و بند بیشتری دارند... برای همین است که پس از اعلام فتوحاتی چند و کسب غنائم در سوره احزاب در درجه اول به زنان پیامبر دستور رعایت حجب و حیای بیشتر داده میشود...حتی به خود پیامبر نیز در همین سوره ازواج جدید حرام اعلام میگردد... و سپس به تمام مومنین و مومنات هشدار داده میشود...اصلا در این سوره از ابتدا دستور نهی از تبعیت خودآگاه یا ناخودآگاه نبی از کافرین و منافقین ذکر شده است...

  • رفع حجب گردید هان از قدرت رب‌الخلق

    ای عاشقان ای عاشقان شد آشکارا وجه حق رفع حجب گردید هان از قدرت رب‌الخلق آمد زمان راستی کژی شد اندر کاستی آن شد که آن می‌خواستی از عدل و قانون و نسق [دو بیتی طاهره به مناسبت ملغی شدن حجاب زنان ]

  • همه سر پنهان حق دیده شد

    چو نور جمال تو آمد عیان ثمر خواندت از لطف رب بیان مراد از شجر نیست غیر از ثمر شجر از ثمر می‌شود جلوه گر بیان از تو تکمیل گردیده شد همه سر پنهان حق دیده شد

  • "من و رسم و راه قلندری"

    تو که غافل از می و شاهدی، پی قتل عابد و زاهدی چه‌کنم که کافر و جاهدی به‌خلوص نیت اصفیا تو و ملک وجاه سکندری، من و رسم و راه قلندری اگر آن خوش است تو در خوری، اگر این بد است، مرا سزا [پاسخ طاهره به خواستگاری ناصرالدین‌شاه]

  • نکته به نکته مو به مو

    گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم دلم نکته به نکته مو به مو می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو از پی دیدن رخت همچون صبا فتاده ام خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله جو به جو مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان پرده به پرده نخ به نخ تار به تار پود به پود در دل خویش طاهره گشت و نیافت جز تو را صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

  • شیفته ی بلا

    در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم چند مغایرت کنی؟ با غمت آشنا منم پرده به روی بسته ای، زلف به هم شکسته ای از همه خلق رسته ای، از همگان جدا منم شیر تویی ، شکر تویی، شاخه تویی، ثمر تویی شمس تویی، قمر تویی، ذره منم، هبا منم خواجه ی با ادب تویی، بنده ی بی حیا منم کعبه تویی ، صنم تویی، دیر تویی، حرم تویی، دلبر محترم تویی عاشق بینوا منم شاهد شوخ دلربا گفت به سوی من بیا رسته ز کبر و از ریا، مظهر کبریا منم طاهره خاک پای تو، مست می لقای تو منتظر عطای تو معترف خطا منم